السيد الطباطبائي

151

مجموعه رسائل ( فارسى )

و نيز چه بسا استدلال كرده باشند به آيه : « وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا » به اين بيان كه كلمه « ثم » در جايى به كار مىرود كه بين ما قبل و ما بعد آن زمانى فاصله شده باشد . و در آيه شريفه بين تصوير ، و خلقت « ثم » فاصله شده ، كه مىرساند بين آن دو فاصله زمانى وجود داشته ، پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشته و پس از انسان ، آدم به وجود آمد و ملائكه مأمور به سجده بر وى شدند . ليكن اين استدلال صحيح نيست ، زيرا كلمه « ثم » همه جا براى افاده تأخير زمانى نمىآيد و در بسيارى از موارد تنها ترتيب كلامى را مىرساند و حتى در كلام خداى تعالى بسيارى اوقات تنها براى اين منظور آمده ، علاوه بر اين آيه شريفه اصلًا معناى ديگرى هم دارد كه ما در ذيل خود آن آيه - در جلد هشتم اين كتاب - بدان اشاره نموديم . شايد باز براى اثبات فرضيه مذكور به آيه : « وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ » ؛ به اين بيان كه كلمه « ثم » در جايى به كار مىرود كه بين ما قبل و ما بعد آن ، زمانى فاصله شده باشد . و در آيه شريفه بين تصوير ، و خلقت « ثم » فاصله شده ، كه مىرساند بين آن دو فاصله زمانى وجود داشته ، پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشته و پس از انسان ، آدم به وجود آمد ، و ملائكه مأمور به سجده بر وى شدند . ليكن اين استدلال صحيح نيست ، زيرا كلمه « ثم » همه جا براى افاده تأخير زمانى نمىآيد و در بسيارى از موارد تنها ترتيب كلامى را مىرساند و حتى در كلام خداى تعالى بسيارى اوقات تنها براى اين منظور آمده ، علاوه بر اين آيه شريفه اصلًا معناى ديگرى هم دارد كه ما در ذيل خود آن آيه - در جلد هشتم اين كتاب - بدان اشاره نموديم . شايد باز براى اثبات فرضيه مذكور به آيه : « وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ * ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ » استدلال شود ، با اين بيان كه آيه اوليه ، متعرض آغاز خلقت بشر است و مىفرمايد كه خلقت اولى بشر از